فردا شنبه یک مهر هست و برای تو سال تحصیلی جدید ....دخترم ...چشمانم را می بندم...دستانت را میگیرم و با تو قدم در راه مدرسه می گذارم...خیالهایم چقدر ساده و دور هست ....عزیز مادر تمامی دلتنگی هایت را حس میکنم می شنوم و باور دارم که این روزها میگذرد اما ...مهر آمد ...مهر با حجم تمامی بی مهری های که در حق من و تو شده به من فهماند که وقتی مهر باشد عشق زرد میشود برگهای اعتماد میریزد پاییز میشود و سوز بی کسی تا عمق دلت از زندگی سردت میکند ..یادت میاید موقع پاییز بر روی بخار شیشه پنجره اتاقت قلب میکشید ی و با معصومانه ترین لبخند با انگشتت به من نشان می دادی...اسرا دلم برای تک تک انگشتانت مژه هایت ...تن صدایت بوی تنت تنگ شده ...دخترم نوشته هایم غمگینت نکند ...بیا ما دعا کنیم ...برای آمدن بهار ..برای سبز شدن برگها ...برای ترنم شبنمها .و برای رویش عشق ...با قدمهای استوار به مدرسه برو کتابهایت را سفت در آغوش گیر و قلمت را بی هیچ واهمه در دست بغلتان .تمامی خوبیها را برایت آرزو دارم زمرد چشمم...همیشه در میان سجاده سبز دعاهایم هستی .دوستت دارم
برچسب:
نویسنده: نرگس نوری
تاريخ: سه
شنبه
13 آذر
1397 ساعت: 9:16