همیشه اسکناس سکوتم را با سکه های اشکم در قلک قلبم ریختم با تمام حرص و ولع پس انداز کردم تمامی آنچه به من دادی و تو چقدر راحت شکستی سفالین دلم را و چه بی واهمه خرج کردی تمامی اندوخته هایم را ...گاهی باید شروع کرد بی آنکه چیزی داشته باشی چون میدانم و باور دارم دارایی که من دارم را هرگز تو نمی توانی صاحب شوی ....من خدای دارم که میداند که متوکل به اویم اما تو انسانی هستی که درگیر زمانی ....پس توکل به خدای مهربان..
[ جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۶:۲۵ ب.ظ ] [ زهرا ابراهیم اوغلی خیاوی ] [ ]
برچسب:
نویسنده: نرگس نوری