امروز صبح با صدای پرنده ها بیدار شدم ساعت 5:33 بود ، از پنجره اتاقم کلیسا دیده میشد .مردم اینجا در تکاپوی عید پاک هستند و هیچ چیزی اکنون به اندازه دیدن گنبد فیروزه ای مولانا نمیتوانست شادم کند .چقدر دلتنگ قونیه شدم ....بی شک الان تپه علاالدین پر از لاله و نرگس هست ، دلم برای صدای اذان تنگ شده ، و گاهی حس میکنم حتی دلم برای چشمان پر از کنجکاو مردم شرق تنگ شده . باید دیگر به اینجا عادت کنم ...راین تمامی خاطرات خیاو چایی را با خودش خواهد شست ....!!!!!
[ پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶ ] [ ۵:۲۷ ق.ظ ] [ زهرا ابراهیم اوغلی خیاوی ] [ ]
برچسب:
نویسنده: نرگس نوری